استخدام در آموزش و پرورش یا ناسا!!!

دیروز داشتم شرایط استخدامی در آموزش را با ناسا مقایسه میکردم به نتایج عجیبی برخوردم، دیدم تقریبا اگر کسی این شرایط را داشته

باشه به راحتی میتونه بره فضا نورد بشه.

به نظر من آموزش و پرورش دقیقا شبیه به یک قیف بر عکسه! اومدن در آموزش و پرورش و استخدام شدن در این سازمان کار حضرت

فیله و بعد از آنکه اومدی داخل این سازمان دیگه راحت میتونی به زندگی ات برسی. البته این قضیه چند سالی است که برای بیشتر

ارگان ها و سازمان ها صادقه (خصوصا دولتی)

درسته که آموزش و پرورش پایه و اساس آموزش یک کشور است اما آیا معلم هایی که در حال حاضر در آموزش پرورش

در حال فعالیت هستند هم همین ویژگی ها را دارند؟ (مسلما ۹۰ درصد با قطعیت خیر).

به چند دلیل نظام آموزشی ما تا الان پیشرفت محسوسی نداشته:

*نپذیرفتن تغییر توسط معلمان خصوصا با سابقه ها و اینکه نمی خواهند قبول کنند که روش های اموزشی با آنچه که در ۳۰ سالگذشته

بوده یه صورت کامل عوض شده

*آموزش پذیر نبودن معلمان و اینکه خیلی سخته که بخواهند آموزشی را ببینند و از آن استفاده کنند

*جدی نبودن این امر مهم برای آنها. امر تدریس خصوصا در ابتدایی یکی از مهمترین رکن های آموزش کشور است اما برخی از معلمان

به راحتی از آن می گذرند.

*بروز نبودن معلمان در حدی که گاهی اوقات حتی رمز ورود به کامپیوتر را هم نمی دانند چطور باید عوض کرد.

*متاسفانه ادعای زیاد برخی معلمان عزیز (با احترام فراوان به آنها)

*به اشتراک نگذاشتن تجربیات خود با دیگر معلمان کم سابقه تر از خود (شاید دلیل ترس از قوی تر شدن کم سابقه ها نسبت

بهخودشان است)

*تفکیک نکردن مسایل کار و زندگی به نوعی که دایما در مدرسه صحبت از کار و مشغله های زندگی است و هیچ گاه و شاید به ندرت

(من که ندیدم) صحبتی از مواردی مربوط به آموزش باشد.

با احترام فراوان به همه ی معلمان عزیز و زحمت کش. فقط مباحثی که در این چند سال دیدم را خیلی خلاصه بازگو کردم و البته

کارهایی که من قرار بوده در این چند سال انجام بدهم و به نوعی نشده را هم در پست های بعدی مفصل با هم بازگو میکنیم.

 

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.